<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تحقیقات مدلسازی اقتصادی</title>
    <link>https://jemr.khu.ac.ir/</link>
    <description>تحقیقات مدلسازی اقتصادی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 26 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 26 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نااطمینانی سیاست اقتصادی و تورم در ایران با رویکرد یادگیری ماشین موجک و علیت کوانتایل موجک</title>
      <link>https://jemr.khu.ac.ir/article_11615.html</link>
      <description>هدف: این مطالعه به بررسی اثرات نااطمینانی سیاست اقتصادی، نرخ ارز و قیمت نفت بر تورم در ایران طی دوره زمانی 2008 تا 2023 می‌پردازد. هدف اصلی، شناسایی ماهیت کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت این اثرات و تحلیل پویایی‌های تورم با استفاده از روش‌های نوین موجک و یادگیری ماشین است.
روش: برای تحلیل روابط غیرخطی و وابسته به مقیاس میان متغیرها، از رگرسیون حداقل مربعات منظم‌شده با هسته موجک (WKRLS) و علیت کوانتایل ناپارامتریک موجک (WNQC) استفاده شده است. داده‌ها شامل شاخص تورم، نااطمینانی سیاست اقتصادی (EPU)، نرخ ارز غیررسمی و قیمت نفت به صورت ماهانه است. همچنین آزمون دیکی-فولر تعمیم‌یافته کوانتایل موجک (Wavelet-QADF) جهت بررسی مانایی سری‌های زمانی به کار گرفته شده است.
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد متغیرهای کلیدی اقتصاد ایران در بیشتر کوانتایل‌ها و مقیاس‌های زمانی مانا هستند. بر اساس برآوردهای WKRLS، اثر نااطمینانی سیاست اقتصادی بر تورم در کوتاه‌مدت ضعیف، در میان‌مدت کاهنده اما همچنان معنادار، و در بلندمدت به‌صورت غیرخطی و شتاب‌دار افزایشی است. نرخ ارز بیشترین تأثیر را بر تورم دارد، به‌ویژه در کوتاه‌مدت به دلیل وابستگی شدید اقتصاد ایران به واردات. قیمت نفت نیز در بلندمدت اثر قابل‌توجهی بر تورم و نوسانات آن دارد. یافته‌های WNQC نشان می‌دهد که نااطمینانی سیاست اقتصادی و نرخ ارز در کوانتایل‌های پایین و میانی تورم اثر قوی‌تری دارند، در حالی که قیمت نفت عمدتاً در بلندمدت موجب تقویت نوسانات تورم می‌شود.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها بر اهمیت ثبات سیاست‌های اقتصادی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و کنترل نوسانات نرخ ارز برای مدیریت تورم در ایران تأکید دارند. همچنین، ترکیب روش‌های موجک و یادگیری ماشین امکان ارائه تحلیلی جامع‌تر از پویایی‌های تورم را در شرایط مختلف فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر اندازه دولت بر کیفیت محیط زیست با تأکید بر نابرابری درآمد</title>
      <link>https://jemr.khu.ac.ir/article_11616.html</link>
      <description>بحران اقلیمی و نابرابری درآمد دو چالش به‌هم‌تنیده توسعه پایدارند، اما شواهد تجربی درباره نقش اندازه دولت در کیفیت محیط‌زیست یکدست نیست. این پژوهش با تمرکز بر سه شاخص کربنی، شامل انتشار سرزمینی دی‌اکسیدکربن، ردپای کربن مصرف‌محور و ردپای کربن تولیدمحور، رابطه اندازه دولت با کیفیت محیط‌زیست را بررسی می‌کند و می‌کوشد نشان دهد آیا نابرابری درآمد شدت و جهت این رابطه را تعدیل می‌کند. بدین منظور، از داده‌های تابلویی ۵۸ کشور طی دوره ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۳ استفاده شد و الگوی پژوهش بر پایه میانگین‌های پنج‌ساله و با روش‌های منتخب متناسب با آزمون‌های تشخیصی، شامل حداقل مربعات تعمیم‌یافته امکان‌پذیر و اثرات تصادفی با خطاهای استاندارد خوشه‌ای، برآورد گردید؛ همچنین تصحیح خطای استاندارد به‌عنوان آزمون استحکام برای گروه انتشار دی‌اکسید کربن گزارش شد. نابرابری درآمد با چهار شاخص مکمل شامل ضریب جینی قبل و بعد از مالیات، نسبت درآمد بیست درصد بالایی به بیست درصد پایینی و نسبت درآمد دهک دهم به دهک اول اندازه‌گیری شد. نتایج نشان می‌دهد اندازه دولت، در سطح میانگین نابرابری، با افزایش شاخص‌های کربنی و در نتیجه کاهش کیفیت محیط‌زیست همراه است؛ اما این رابطه به ساختار توزیع درآمد، نوع شاخص کربنی و سنجه نابرابری وابسته است. ضرایب تعاملی منفی نشان می‌دهند که نابرابری درآمد شدت رابطه مثبت اندازه دولت با شاخص‌های کربنی را تضعیف می‌کند. تحلیل ناهمگنی درآمدی برای انتشار سرانه دی‌اکسیدکربن نیز نشان می‌دهد این رابطه در کشورهای پایین‌تر از میانه درآمد سرانه قوی‌تر است. افزون بر این، الگوی برآوردی از نظر علامت ضرایب با فرضیه منحنی کوزنتس زیست‌محیطی سازگار است، هرچند بخش غالب مشاهدات در قسمت صعودی منحنی قرار دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد بهبود کیفیت محیط‌زیست مستلزم هماهنگی سیاست‌های بازتوزیعی با جهت‌دهی مخارج عمومی به سوی بخش‌های کم‌آلاینده و زیرساخت‌های کم‌کربن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات نامتقارن شوک‌های درآمدی نفت و عوامل کلان پنهان برتورم گروه های اصلی کالاها وخدمات مصرف کننده در ایران: رویکرد FAVAR</title>
      <link>https://jemr.khu.ac.ir/article_11617.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، واکاوی اثرات نامتقارن شوک‌های درآمد نفتی و نقش متغیرهای کلان پنهان بر تورم ۱۲ گروه اصلی کالاها و خدمات مصرفی در اقتصاد ایران طی دوره فصلی ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۰ است. برای این منظور، از مدل خودرگرسیون برداری عاملی تعمیم‌یافته (FAVAR) استفاده شد که امکان ترکیب حجم گسترده‌ای از اطلاعات اقتصادی و استخراج مؤلفه‌های پنهان اسمی و حقیقی را فراهم می‌کند. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که واکنش تورم گروه‌های کالایی به شوک های درآمد نفتی ماهیتی نامتقارن دارد؛ به طوری که شوک‌های مثبت درآمد نفتی از طریق سازوکار بیماری هلندی، منجر به افزایش قیمت نسبی در بخش کالاها و خدمات غیرقابل مبادله (نظیر بهداشت، مسکن و رستوران) می‌شود، در حالی که در بخش کالاهای قابل مبادله، وفور ارز در کوتاه‌مدت نقشی بازدارنده در رشد قیمت‌ها ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ریسک اعتباری تسهیلات اعطایی در بانک قرض‌الحسنه رسالت: با استفاده از مدل‌های یادگیری ماشین</title>
      <link>https://jemr.khu.ac.ir/article_11618.html</link>
      <description>با وجود گسترش کاربرد یادگیری ماشین در اعتبارسنجی، بخش مهمی از مطالعات داخلی همچنان بر مدل‌های آماری سنتی و متغیرهای ایستا تکیه داشته‌اند و کمتر به نقش داده‌های واقعی رفتاری، تراکنشی و عملکرد بازپرداخت در پایش ریسک اعتباری پس از اعطای تسهیلات پرداخته‌اند. این پژوهش برای پوشش این خلأ، با استفاده از داده‌های 119,050 تسهیلات اعطایی به مشتریان حقیقی بانک قرض‌الحسنه رسالت طی دوره 06/01/1401 تا 28/12/1402، عملکرد چهار مدل رگرسیون لجستیک تدریجی و الگوریتم LightGBM را در پیش‌بینی نکول اعتباری مقایسه می‌کند. متغیر هدف بر اساس تأخیر بیش از ۹۰ روز در بازپرداخت اقساط تعریف شد و مدل‌ها با معیارهای AUC، Accuracy، Recall، F1-Score و Balanced Accuracy ارزیابی شدند. سهم دانشی پژوهش در ارائه شواهد تجربی از کارایی داده‌های واقعی بانکی، تمرکز بر متغیرهای رفتاری و تراکنشی، مقایسه مدل کلاسیک و یادگیری ماشین، و تحلیل توان مدل‌ها در شناسایی کلاس اقلیت در داده‌های نامتوازن اعتباری است. نتایج نشان داد متغیرهای مرتبط با رفتار بازپرداخت، به‌ویژه تعداد اقساط معوق و مانده بدهی، مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های نکول هستند. اگرچه مدل چهارم رگرسیون لجستیک با AUC برابر 0.98 عملکرد کلی بالایی داشت، اما در شناسایی مشتریان پرریسک بسیار ضعیف عمل کرد؛ به‌گونه‌ای که مقدار Recall آن تنها 0.12 درصد بود. در مقابل، LightGBM توانست 92.2 درصد مشتریان پرریسک را شناسایی کند و در معیارهای حساس به عدم‌توازن داده‌ها عملکرد برتری نشان دهد. این یافته نشان می‌دهد که در داده‌های نامتوازن، اتکای صرف به شاخص‌هایی مانند AUC و Accuracy می‌تواند گمراه‌کننده باشد و معیارهایی مانند Recall، F1-Score و Balanced Accuracy برای ارزیابی توان مدل در شناسایی مشتریان پرریسک اهمیت بیشتری دارند. بنابراین، در سناریوی پایش پس از اعطای تسهیلات، استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین مبتنی بر داده‌های رفتاری و تراکنشی می‌تواند چارچوب دقیق‌تر و قابل اتکاتری برای مدیریت ریسک اعتباری در بانک‌های ایرانی فراهم کند.
</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه میان استفاده فعال از اینترنت و رفاه ذهنی نسبی بین‌نسلی در عراق با تأکید بر نقش تعدیل‌گر تحصیلات: رویکرد لاجیت رتبه‌ای</title>
      <link>https://jemr.khu.ac.ir/article_11619.html</link>
      <description>چکیده مبسوط
مقدمه
رفاه ذهنی در سال‌های اخیر به یکی از محورهای مهم اقتصاد رفاه، اقتصاد شادکامی و سیاست‌گذاری اجتماعی تبدیل شده است. برخلاف شاخص‌های عینی رفاه مانند درآمد، اشتغال یا مصرف، رفاه ذهنی نشان می‌دهد افراد چگونه وضعیت زندگی خود را تجربه و ارزیابی می‌کنند. در جوامع در حال گذار، به‌ویژه کشورهایی مانند عراق که با نااطمینانی اقتصادی، تغییرات نهادی و دگرگونی‌های نسلی مواجه‌اند، مقایسه وضعیت زندگی فرد با نسل والدین می‌تواند سنجه‌ای معنادار از ادراک پیشرفت یا پسرفت بین‌نسلی باشد. از سوی دیگر، گسترش اینترنت و فناوری‌های دیجیتال می‌تواند از مسیر دسترسی به اطلاعات، آموزش، ارتباطات، خدمات و فرصت‌های اقتصادی بر رفاه افراد اثرگذار باشد. با این حال، اثر اینترنت بر رفاه ذهنی لزوماً مستقیم، خطی و یکسان برای همه افراد نیست و ممکن است به سطح سرمایه انسانی و توانایی افراد در بهره‌برداری از فرصت‌های دیجیتال وابسته باشد.

پیشینه و نوآوری
ادبیات نظری نشان می‌دهد اینترنت از مسیرهای مختلفی مانند تغییر الگوی استفاده از زمان، ایجاد فعالیت‌های جدید، تسهیل دسترسی به اطلاعات و گسترش ارتباطات اجتماعی می‌تواند بر رفاه اثر بگذارد. با این حال، مطالعات جدید تأکید می‌کنند که اثرات رفاهی اینترنت به نوع استفاده، کیفیت استفاده، مهارت‌های فردی و زمینه اجتماعی وابسته است. نوآوری اصلی این پژوهش آن است که به‌جای تمرکز صرف بر دسترسی به اینترنت یا رضایت از دسترسی، بر استفاده فعال از اینترنت تمرکز می‌کند و نقش تحصیلات را به‌عنوان متغیر تعدیل‌گر بررسی می‌نماید. همچنین، متغیر وابسته پژوهش نه رضایت کلی از زندگی، بلکه رفاه ذهنی نسبی بین‌نسلی است که نشان می‌دهد فرد وضعیت زندگی خود را نسبت به والدین چگونه ارزیابی می‌کند.

هدف و روش
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه استفاده فعال از اینترنت با رفاه ذهنی نسبی بین‌نسلی در عراق و آزمون نقش تعدیل‌گر تحصیلات در این رابطه است. داده‌های پژوهش از موج هشتم پیمایش عرب‌بارومتر برای عراق استخراج شده است. متغیر وابسته در سه سطح «بدتر از والدین»، «مشابه والدین» و «بهتر از والدین» تعریف شده و به دلیل ماهیت رتبه‌ای آن، از مدل لاجیت رتبه‌ای پیمایشی استفاده شده است. در مدل، وزن نمونه و خوشه‌های نمونه‌گیری لحاظ شده‌اند. متغیرهای کنترلی شامل سن و مجذور سن، جنسیت، اندازه خانوار، محل سکونت، وضعیت اشتغال، کفایت درآمد خانوار، ارزیابی وضعیت اقتصادی فعلی، انتظار نسبت به آینده اقتصادی، اعتماد به دولت و اثرات ثابت استان است. برای بررسی پایداری نتایج، مدل پروبیت رتبه‌ای، مدل‌های جایگزین استفاده از اینترنت، اثرات نهایی و آزمون‌های پسابرآورد نیز به‌کار گرفته شده‌اند.

نتایج تحقیق

نتایج نشان می‌دهد که اثر مستقیم استفاده از اینترنت برای همه افراد جامعه به‌صورت یکسان و معنادار ظاهر نمی‌شود. در مدل‌های پایه، استفاده از اینترنت به‌تنهایی رابطه آماری قوی و پایداری با رفاه ذهنی نسبی ندارد؛ اما هنگامی که تعامل استفاده فعال از اینترنت و تحصیلات بالا وارد مدل می‌شود، شواهدی از تفاوت رفتاری گروه‌های تحصیل‌کرده مشاهده می‌شود. به‌ویژه، در میان افراد دارای تحصیلات بالا، استفاده فعال از اینترنت با افزایش احتمال گزارش وضعیت «بهتر از والدین» و کاهش احتمال گزارش وضعیت «بدتر از والدین» همراه است. این یافته نشان می‌دهد اینترنت زمانی می‌تواند با رفاه ذهنی بالاتر پیوند داشته باشد که افراد از سرمایه انسانی کافی برای تبدیل فرصت‌های دیجیتال به منافع واقعی برخوردار باشند. همچنین، نتایج نشان می‌دهد کفایت درآمد خانوار، ارزیابی مثبت‌تر از وضعیت اقتصادی فعلی، انتظار بهتر نسبت به آینده اقتصادی، اعتماد به دولت، سن و اندازه خانوار از عوامل مهم توضیح‌دهنده رفاه ذهنی نسبی بین‌نسلی هستند. اثرات ثابت استان نیز از نظر آماری معنادار بوده و نشان می‌دهد تفاوت‌های منطقه‌ای در عراق نقش مهمی در تبیین رفاه ذهنی نسبی دارند. بنابراین، یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که سیاست‌های دیجیتال نباید صرفاً بر گسترش دسترسی فیزیکی به اینترنت متمرکز باشند، بلکه باید ارتقای سواد دیجیتال، مهارت‌آموزی، استفاده هدفمند از اینترنت و پیوند سیاست‌های آموزشی و دیجیتال را نیز دربرگیرند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
